تبليغاتX
گیتار شکسته

در خیالت مثل من پرواز کن

تو خود عشقی مرا آغاز کن

سرزمین آرزوهایت کجاست ؟

آمدم در را برویم باز کن

عشق را با قلب من دمساز کن

عشق تو یک اتفاق ساده نیست

با نگاهت باز هم اعجاز کن

خلوتم را پر کن از حسی غریب

من خریدار تو ام ، پس ناز کن

با من از ناگفته ها حرفی بزن

دیگر ای آرام جان لب باز کن

من به یادت این غزل را ساختم

این سکوت تلخ را آواز کن

 

 

+ نوشته شده توسط محمد قربانپور در جمعه دهم شهریور 1385 و ساعت 21:47 |
تقدیم به دوستان دوران جوانیم

سکوت را دوست دارم بخاطر ابهت بي پايانش... فرياد را ميپرستم بخاطر انتقام گمگشته در عصيانش.. فردا را دوست دارم بخاطر غلبه اش بر فلک کجمدار... پائيز را مي پرستم بخاطر عدم احتياج عدم اعتنايش به بهار..... آفتاب را دوست دارم بخاطروسعت روحش.. که شب ناپديد مي شود تا ماه فراموش کند حقيقت تلخي را که از او نور ميگيرد زندگي:ايده ال من است ومن آن را تقديس ميکنم به خاطر اينکه روزي هزار بار نابودش مي کنند اما هرگز نمي ميرد
JavaScript Codes