اولش فکر نمی کردم که دلم چقدر کنده باشه یا دلم
گول چشای مشکی شوخورده باشه
اما نا گذشته دیدن دل من دیوونه تر شد
به تو گفتمو دل از قصه من با خبر شد
اخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن
رفتن یه راه دشوارواسه هرگز نرسیدن
می دونم دوسم نداری مثل روزای گذشته
من خودم خودم خوندم تو چشمات
یه کسی اینو نوشته
می دونم فرقی نداره واست عاشق بودن من
می دونم واست یکی شد بودن و نبودن من
اما روح منیه دریاست پر عزم جز تلاطم
صاحلش توی وموجاش خنجرای حرف مردم
سلام به تمام عاشقای دنیا
یه روز یه نفر بهم گفت فراق یار شیرینه
باید دوریث کشید باید سختی کشید تا بعد اون برات شیرین باشه
تازه شیرین تر از همه اینه که کسی که دوستش داری تورو دوست نداره
وباز هم شیرین تره وقتی که کسی که دوستش داری بهت خنجر بزنه
ولی باز هم به یه چیز اعتراف می کنم هنوز به حدی نرسیدم که بفهمم عشق یعنی چی
ولی اینو بگم اونقدر توی راه عشق زجر کشیدم که مثل یه برگ زرد از درخت افتادم
ولی اینو بگم که اگه بین تو و کسی که دوستش داری فاصله بیفته
باز هم توی دل هم هستید
و یه چیزی رو می دونم وقتی یه نفر رو دوست می داری هرچند
شخص ازت متنفرباشه باز هم ته قلبش بر میگرده
ولی یه اختار اگه کسی رو دوست میداری باید صادق بود چون اساس عشق صادق بودن نه وحشی بودن
می دونید چه چیزی زیباست
اره یاد حرفای قشنگ زمان دوست
وقتی یه نفر رو دوست داشته باشه اگه برای اولین بار اگه بخواهی بهش بگی دوستت دارم میمیری تا این حرف رو بزنی
ولی وقتی گفتی دیگه نه دیگه گفتی دوستش داری
دیگه نمی تونی دل بکنی و نون و ابت می شه فلانی دوست دارم
چرا؟
چرا؟
چرا معنای عشق بر گشته
چرا هوای وصف دوست داشتن توی دورو زمونه ما گرون شده یا اصلا کم پیدا میشه
واقعا چرا خوشحال می شم نظر بدید
![]()
![]()
تقدیم به تو ![]()
![]()
![]()







